- دانشمندی صالح که به مکنت دچار شده بود، به در خانه توانگری رفت و بدو گفت:
- شنیده ام که بخشی از اموال خود را وقف نیازمندان کرده ای و من اکنون به عطیه موقوف نیازمندم.
مرد ثروتمند بهانه پیش آورد که :
- من آن چه وقف نموده ام ، خاصِ افراد نابینا است تا مرحمتی شود ایشان را و تو کور نیستی.
مرد دانشمند گفت:
- اشتباه نموده ای. کور حقیقی من هستم که روی از رزاق خلق برتافته و به در خانه چون تو بخیلی آمده ام
برچسب:
نویسنده: پرنیا موسوی